افزایش توجه و تمرکز در کودکان
افزایش توجه و تمرکز در کودکان با تمرین ها و بازی ها
آوریل 5, 2020
اعتیاد کودکان به بازی های کامپیوتری
علائم و دلایل اعتیاد کودکان به بازی های کامپیوتری و روش های درمان آن
دسامبر 4, 2020
4.1/5 - (112 امتیاز)

طبق تحقیقات انجام شده آمار افسردگی و خودکشی در دختران نوجوان بیشتر از پسران است، به همین دلیل وظیفه تمامی والدین است که علائم افسردگی در نوجوانان دختر را بدانند و قبل از اینکه وضعیت نوجوان حاد شود، بتوانند به آن کمک کنند. حال این سوال پیش می آید که چگونه این علائم را تشخیص دهیم؟ و درمان افسردگی در نوجوانان دختر چگونه انجام می شود؟ با ما همراه باشید تا همه این علائم را بررسی کنیم و با شناسایی این افراد به بهبود سریع آنها کمک کنیم.

حس افسردگی چیست؟

هیچکسی در دنیا وجود ندارد که در زندگی اش چند روز احساس غم و اندوه نکرده باشد. این غم و اندوه در بعضی مواقع طولانی مدت می شود و در این شرایط فرد احساس می کند به افسردگی مبتلا شده است. اما در این بخش می خواهیم بدانیم حس افسردگی چیست؟ حس افسردگی به طور کلی قوی تر و طولانی مدت تر از دوره های ناراحتی و غم هایمان می باشد و زود گذر نیست.

حس افسردگی مانند سایر حس های ناراحتی که کوتاه مدت هستند نمی باشد و در اصل این حس بلند مدت می باشد و در بسیاری از افراد روز ها، ماه ها و حتی سال ها ادامه خواهد داشت. مشکل اصلی این بیماری سخت تشخیص دادن آن می باشد و اگر یک فرد به آن مبتلا باشد به سختی می توانید آن را تشخیص دهید.

افسردگی

افسردگی

علائم افسردگی چیست؟

در صورت مشاهده پنج یا شش مورد از این علائم زیر حتما به روانپزشک مراجعه کنید.

  • همه علاقه و توجهم را به زندگی از دست داده ام.
  • نمی توانم از هیچ چیزی در زندگی ام لذت ببرم.
  • نمیتوانم کوچک ترین کارهایم را انجام دهم و دائما احساس خستگی میکنم.
  • مدام احساس اضطراب و بی قراری میکنم.
  • اشتهای خود را از دست داده ام و درحال وزن کم کردن هستم.
  • رابطه جنسی برایم جذابیتی ندارد و علاقه و کششی به سکس احساس نمیکنم.
  • احساس میکنم یک ادم بی مصرف هستم و اعتماد به نفسم را از دست داده ام.
  • از خانواده و دوستانم دوری میکنم و علاقه ای به وقت گذراندن با آنها ندارم.
  • بد اخلاق و تندخو (عصبی) شده ام.
  • در بسیاری از مواقع به فکر خودکشی هستم.

علل و دلایل افسردگی چیست؟

با وجود اینکه این بیماری در بسیاری از کشور ها رواج زیادی پیدا کرده و حتی علائم افسردگی در نوجوانان دختر و پسر هم مشاهده می شود اطلاعات کمی در مورد این بیماری داریم و کاملا آن را درک نکرده ایم. علائم افسردگی در نوجوانان دختر و حتی پسر می تواند محرک های خارجی نیز داشته باشد، مانند از دست دادن والدین یا دوستان نزدیک که در این شرایط فرد بیش از حد اندوهگین شده و ناخودآگاه درگیر این بیماری می شود.

افراد مبتلا به این بیماری با یکدیگر متفاوت هستند و این تفاوت هم از نظر وراثت بیولوژیکی، طرز فکرشان، مهارت هایی که کسب می کنند یا در خود پرورش می دهند، شرایط و وضعیت جامعه ای که در آن زندگی میکنند به وجود می آید. علائم افسردگی در نوجوانان دختر بیشتر از پسران بوده و علت آن کنترل بیش از حد دختران می باشد.

دلایل افسردگی

شایع ترین علل افسردگی چه چیزی می باشد؟

مطالعات متخصصان نشان می دهد که شایع ترین علت افسردگی و علائم افسردگی در نوجوانان دختر اضطراب می باشد که در زندگی روزمره هر فردی مشاهده می شود و این اضطراب در صورت تداوم شما را به مبتلا شدن بیماری افسردگی نزدیک تر می کند.

یکی از عوامل اضطراب اصلی که نیاز به مراقبت و درمان مداوم دارد از دست دادن یک رابطه احساسی مهم، مرگ یا طلاق می باشد. تنهایی علل شایع دیگر افسردگی می باشد که یک عامل اضطراب زای فیزیکی و احساسی است. امار تنهایی بیشتر در افراد سالمند می باشد و در میان جوانانی که دوستان زیادی ندارند رو به افزایش است. در این مورد از دست دادن شغل، مشکلات خانوادگی یا شکست در یک رابطه عشقی از منابع نگرانی بسیار مهمی است.

آیا اضطراب می تواند علت افسردگی باشد؟

متخصصان همواره گفته اند یک فاکتوری که همیشه همراه با افسردگی است تعداد و درجه اضطراب های تجربه شده در زندگی می باشد. برای مثال یکی از عوامل اضطراب زای قابل توجه و مداوم که به اسانی قابل اصلاح نیست فقر می باشد که خیلی از افراد به دلیل همین عامل به افسردگی مبتلا می شوند اما امروزه با نوع نگرش و برخورد فرد در مواجه با اضطراب این بیماری تا حدودی در حال کنترل شدن است.

‌ برخی اضطراب‌ها برای هشیار نگه داشتن فرد مهم است و تنها موقعیت‌ یک فرد در میزان اضطرابی که به سیستم بدن او تحمیل می‌کند متفاوت نیست بلکه این موضوع بیشتر به نوع نگرش فرد به برخی موضوعات مانند دادن یک امتحان بستگی دارد. افرادی که اضطراب را به جای در نظر گرفتن به عنوان یک بیماری به عنوان یک چالش در نظر می‌گیرند در درمان این بیماری موفق تر هستند.

طرز فکر چگونه می تواند بر علائم افسردگی در نوجوانان دختر تاثیر بگذارد؟

در حقیقت غصه خوردن بیش از حد برای یک اشتباه یا یک تجربه ناخوشایند، رسیدن به یک نتیجه مصیبت‌آمیز تنها با یک یا دو شکست، گسترش دادن بیش از حد با شواهد محدود همه خطاهای تفکر یا انحرافات شناختی هستند که به شدت با بیماری افسردگی در ارتباط هستند. چنین فکر هایی مغز دختران را در فکر های منفی غرق کرده و اگر بررسی و درمان نشود، باعث شک کردن به خود و ناامیدی می‌شود.

از طرفی دیگر مطالعات علمی نشان می‌دهد که طرز فکرهای منفی مانند مصیبت یا بد جلوه دادن واقع و اتفاقات به طور کلی فیزیولوژی بدن را تغییر می‌دهند. محققان پزشکی دریافته ‌اند که افکارات منفی واکنش‌‌پذیری یک فرد نسبت به تحریکات دردناک و سطح هورمون‌های کورتیزول و عوامل پیش‌التهابی را در بدن بالا می‌برند. این پاسخ التهابی باعث تغییرات رفتاری وابسته به بیماری و افسردگی از قبیل خستگی، کندی شناخت و از دست دادن اشتها می‌شود.

با توجه به علت های افسردگی چرا امروزه نرخ آن در حال افزایش است؟

امروزه افسردگی در نوجوانان دختر بسیار بیشتر از پسران شده است؛ علائم افسردگی در نوجوانان دختر بین ۱۸ تا ۲۹ سالگی رخ می دهد در حالی که افراد مسن بالای ۶۵ سال کمترین نرخ ابتلا به این بیماری را دارا می باشند. متخصصان حرفه ای چند دلیل مهم برای حساسیت جوانان به افسردگی را شرح می دهند. آنها حساسیت ها از کاهش در دسترس بودن کار ، فقدان مهارت های مقابله و کنترل بیش از حد والدین را دلیل اصلی افسردگی نوجوانان و جوانان می دانند.

نشانه یک فرد افسرده چیست؟

وقتی یک فرد بزرگ سال به این بیماری مبتلا می شود به تنهایی می تواند از دکتر یا حتی دوستان و خانواده خود درخواست کمک کرده و بهبود یابد اما نوجوانان به خصوص دختران به دلیل احساسی بودن و وابسته بودن به والدین و حتی معلمان خود نمی توانند در صورت مبتلا شدن به این بیماری آن را با کسی در میان بگذارند و اطرافیان آن ها باید تشخیص بدهند و برای کمک به او دست به کار شوند.

تشخیص این بیماری به آسانی نیست زیرا نوجوانان وقتی افسرده می شوند همیشه تنها و غمگین نیستند بلکه کلافه، عصبانی یا پرخاشگر می شوند که این موارد مشخص ترین علائم افسردگی در نوجوانان دختر هستند. در ادامه به برخی از مهم ترین این علائم پرداخته ایم :

  • گریه مداوم
  • ناراحتی یا ناامیدی
  • دوری کردن از دوستان و خانواده
  • بی علاقگی به بسیاری از فعالیت ها حتی روزمره
  • عدم تمرکز بر روی درس و بسیاری از مسائل
  • بی شوقی و نداشتن انگیزه
  • بی قراری و بی حوصلگی
  • عملکرد ضعیف و افت در مدرسه
افسرگی در دختران

افسرگی در دختران

آیا دختران نسبت به مردان آسیب پذیری بیشتری در برابر علل فسردگی دارند؟

در حقیقت در سراسر جهان زنان و دختران ۱٫۷ برابر مردان احتمال دارد که به بیماری افسردگی مبتلا شوند. این تفاوت در نوجوانی پدیدار می شود و امروزه در بین زنان جوان این شکاف جنسیتی بیشتر می‌شود. مطالعات دانشمندان و دکتران متخصص دلایل اجتماعی، فرهنگی و بیولوژیکی را برای این تفاوت ها نشان می دهد.

در اصل زنان و دختران بیشتر علائم درون‌گرایانه دارند که در درد فیزیکی و دیگر شکایات بدنی، انزوای اجتماعی و سرزنش از خود نمود پیدا می‌کند به طوری که مردان بیشتر رفتارهای برونگرایانه دارند که به صورت تحریک‌پذیری، عصبانیت، پرخاشگری و سواستفاده بروز پیدا می‌کند. در کنار این موارد زایمان نیز همراه با نوعی از افسردگی در خانم ها همراه است که این بیماری به علت وظایف مادری و تغییرات هورمونی بعد از زایمان بیشتر رخ می دهد.

علائم افسردگی در نوجوانان دختر چه چیز هایی است؟

نوجوانان چه دختر و چه پسر امروزه با فشارهای زیادی مواجه هستند به عبارتی نوجوانان امروزی با نوجوانان گذشته تفاوت های زیادی دارند. این تفاوت ها عبارتند از تغییراتی که به‌خاطر دوره‌ی بلوغ به وجود می آید و یا سوالاتی که درمورد هویت و شخصیت خود در ذهن دارند. بعضی از خانواده ها این بیماری را سطحی می گیرند در حالی که افسردگی در نوجوانان به خصوص دختران فراتر از کج‌ خلقی‌ های معمول این سن‌وسال است.

در اصل افسردگی یک بیماری جدی بوده و همه‌ی جنبه‌ های زندگی نوجوان را تحت تاثیر خود قرار می‌‌دهد اما خوشبختانه افسردگی در نوجوانان قابل ‌درمان تر از بزرگسالان است و والدین می‌توانند به فرزندان خود کمک کنند. از طرفی دیگر افسردگی می‌تواند شخصیت فرد را در دوران نوجوانی کاملا نابود کند. در ادامه به برخی از شایع ترین علائم افسردگی در نوجوانان دختر پرداخته ایم :

  • افت در درس یا فرار کردن از مدرسه
  • استفاده از مواد مخدر یا الکل
  • اعتیاد به تلفن و اینترنت
  • خشونت و پرخاشگری
  • بی احتیاطی
  • عدم اعتماد به نفس

مقایسه علائم افسردگی در نوجوانان و بزرگسالان

بیماری افسردگی در نوجوانان تفاوت ‌های زیادی با افسردگی در افراد بزرگسالان دارد. علائم نام برده شده زیر در نوجوانان دختر معمول ‌تر از خانم بزرگسال افسرده است.

  • پرخاشگری یا عصبانیت : یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های افسردگی در نوجوانان پرخاشگری می باشد تا غم و اندوه از این رو نوجوان افسرده ممکن است بد خلق و کینه ‌‌جو باشد این در حالی است که یک فرد بزرگ سال کینه جو نیست.
  • دردهای بی‌دلیل : یک نوجوان افسرده ممکن است دائم از سر درد یا دل ‌درد شکایت کنند و اگر پزشک نیز نتواند با معاینه‌ دلیلی علمی برای این درد‌ پیدا کند نوجوان به افسردگی مبتلاست در حالی که یک فرد بزرگسال تنها گوشه گیر می باشد و بهانه نمی کند.
  • حساسیت شدید به انتقاد : یک نوجوان افسرده همیشه احساس بی‌ارزشی دارد. این باعث می‌شود انتقاد، طرد شدن و شکست برای آنها سخت‌تر از همیشه باشد ولی در بزرگسالان نیز این مورد وجود ندارد.
راهنمای والدین

راهنمای والدین

با فرزند افسرده خود چگونه رفتار کنیم؟

به فرزندتان بگویید که میخواهید به او کمک کنید.
به فرزندتان نشان دهید که میخواهید به او کمک کنید و میدانید احساس افسردگی میکند. پس بهتر است از جملاتی مثل : ( میدونم که تازگی ها احساس خوبی نداری و شاید دلت بخواد تنها باشی، اما هر وقت خواستی با کسی حرف بزنی و نیاز به کمک داشتی، من کنارتم و میتونی رو کمکم حساب کنی. ) یا ( همه آدما بعضی وقتا اینجوری احساس میکنن خیلی ناراحت و غمگینن و حوصله هیچ چیز و هیچ کسی رو ندارن، شاید تو هم الان اونجوری شده باشی) و.. استفاده کنید.
او را تشویق به صحبت کردن بکنید
نوجوان را تشویق کنید که راجب احساساتش صحبت کند. نوجوان باید بتواند راجب احساسات و افکار منفی خود صحبت کند، ولی فکر می کند این کار کمکی به او نمیکند، یا از این می ترسد که مورد تمسخر و قضاوت قرار بگیرد. پس بهتر است به او بگویید : ( اگر میخوای راجب نگرانی ها و چیزایی که ناراحتت کرده صحبت کنی، من واقعا مشتاقم که بشنوم ) یا ( حرف زدن راجب احساسات شاید سخت به نظر برسه، ولی بعد این که انجامش میدی خیلی حس بهتری داری، دوست داری امتحانش کنی؟)
مراجعه به روانشناس را به او پیشنهاد کنید
با اینکه اکثرا نوجونان از مراجعه به روانشناس خودداری میکنند ، ولی باز هم شما رفتن نزد روانشناس را به او پیشتهاد کنید و از یک روانشناس خوب برای بهبود فرزندتان کمک بگیرید.
  • روی شنیدن تمرکز کنید نه نصیحت کردن
  • آرام باشید ولی دست برندارید
  • احساسات او را درک کنید
  • او را به برقراری ارتباطات اجتماعی تشویق کنید
  • برای او وقت بگذارید
  • فرزندتان را مشغول کنید
  • سلامتی جسمانی او را اولویت خود بدانید
  • نوجوان خود را به تحرک وا دارید
  • غذاهای مقوی و متعادلی آماده کنید
  • نوجوان را تشویق کنید که به اندازه‌ی کافی بخواب

درمان افسردگی نوجوانان با نوروفیدبک

درمان افسردگی نوجوانان با نوروفیدبک

درمان افسردگی با نوروفیدبک

پس از تشخیص علائم افسردگی در نوجوانان دختر نوبت درمان آنها می رسد. برای درمان افسردگی میتوان از روان درمانی و درمان دارویی استفاده کرد ولی بهترین روش برای درمان این بیماری، تکنولوژی های جدید مانند tms ، بیوفیدبک و نوروفیدبک است.

امروزه نوروفیدبک یکی از بهترین و رایج ترین روش های درمانی، برای درمان قطعی افسردگی شناخته شده است و در این روش فرد مبتلا بدون هیچگونه عوارض جانبی و مصرف دارو درمان می شود اما در موارد شدید درمانگر هم از روش دارو درمانی و نوروفیدبک بصورت همزمان استفاده می کند.

مرکز مشاوره نوین یکی از بهترین مراکز نوروفیدبک در کرج با جدید ترین امکانات و متد های روز دنیا می تواند افسردگی در هر سن و سطحی را بصورت قطعی درمان کند.

60 دیدگاه

  1. Mari گفت:

    افسردگی یه طرفه درد اعظم اینجاست نه کسی متوجه میشه ن درمانت میکنن

  2. ناشناس گفت:

    ممنونم واقعا مطلب مفیدیه مخصوصا تو این زمان کرونا که بچه هامون از دوستاشون و خانوادها فاصله گرفتن. مطالب فضای مجازی هم که همه بهش دسترسی دارند بیشتر به این افسردگی دامن میزنه.
    بازم ممنونم چون مطلب مفید تقریبا کامل بود.

  3. نگین گفت:

    سلام. من تموم علایم افسردگی رو دارم.تو درسام افت شدیدی داشتم درحالی که سال های پیش همشون رو شاگرد اول بودم. الان یا فقط خوابم یا سرم تو گوشیه. هیچ انگیزه ای برای درس خوندن ندارم مخصوصا بعد از این که تو امتحان نمونه دولتی رد شدم. قبلا رمان می نوشتم ولی الان همشون رو پاک کردم دیگه از هیچ کدوم از علایقم خوشم نمیاد. مدام سر هر چیز کوچیکی گریه‌ام می گیره. من قبل این یه سال حتی آخرین باری که گریه کرده بودم رو یادم نمیاد. دیگه انگار خودم رو نمی‌شناسم. حتی چند بار هم چندین تست مختلف افسردگی دارم که همشون مثبت بود. وقتی به مامانم میگم من حس می کنم افسرده شدم سریع واکنش نشون میده و خیلی عصبی باهام رفتار می‌کنه. وضعیتم واقعا اذیتم می کنه ولی انگار نه کسی درکم می کنه نه کسی قصد داره بهم کمک کنه. مامانم فقط میگه خودت رو جمع و جور کن انقدر دنبال این چیزا نرو. انگار من از این وضعیتم خوشم میاد. واقعا دارم عذاب می کشم درحالی که بقیه فکر می کنن دنبال جلب توجه ام. کاش یه مقاله تو این اینترنت لعنتی بود که بگه چطور به بقیه بفهمونیم کمک نیاز داریم.

    • سارا اکبری گفت:

      درود عزیزم
      احساست کاملا قابل درکه
      گاهی در دوره هایی از زندگی به دلایل متعدد نیاز به یک همراه و همدم داری , اما احساس میکنی اطرافیان احساست و موقعیتت را درک نمیکنند
      قطعا مادر شما به دلیل دوست داشتن شما احساسش دراین موضوع درگیر میشه و چون نگران شماست نمیتونه مساله را از دید شما ببینه و احساس میکنید درک نمی شوید
      این مساله در نوجوانی و جوانی به دلیل هویت یابی طبیعی است اما میتونید با کمک یک درمانگر به خوبی از دوره زیبای زندگی گذر کنید.

    • روشان گفت:

      منم دقیقا همینجوری ولی کسی نیست درک کنه

    • شیدا گفت:

      باهات موافقم
      خانواده ام درکم نمیکنند
      اصلا به حرفام گوش نمیکنن
      بهم سختگیری میکنن
      بهم زور میگن
      من همیشه شاگرد اول کلاسم بودم
      ولی الان خیلی درسم افت کردم
      من همش یا سرم تو گوشیه یا دارم گریه میکنن
      انگار من کلفت خونه منم
      همه میبینن من ناراحتم ولی به روی هودشون نمیارن
      همش احساس بی کسی میکنم
      کسی رو ندارم که باهاش درد و دل کنم
      هیچکس منو درک نمیکنه
      بعضی وقتا فکر خودکشی میزنه به سرم ولی میترسم آبروی خانوادم بره
      اصلا هیچ شوقی برای انجام کاری ندارم
      همیشه ناامیدم میکنن
      بهم میگن نمیتونی
      از موقعی داداش اولم به دنیا اومد باهام بد رفتاری میکردن
      بعد که داداش دومم دنیا اومد بدتر شدن
      مامانم خودش حتی نمیتونه داداشم رو بخوابونه
      بعد همش میده من بگیرمش
      اگه داداشم رو نگیرم یا منو میزنن یا دعوام میکنن
      اگه ی لباس‌ برام میگیره همش بهم سرکوفت میزنه
      همش میگه تقسیر منه که اینو برات خریدم و خیلی چیزای دیگه
      بهم میگه بی عاطفه هستی یعنی هیچ احساسی نداری
      اون مامانمه ولی حتی نمیدونه من چی میخوام که برام بگیره
      من ١۵ سالمه ولی به اندازه‌ی ی آدم پنجاه ساله درد کشیدم
      بابام کارای همه رو میکنه ولی به من که میرسه دعوام میکنه یا برام انجامش نمیده
      من سه یا چهار سالی هست که دارم بهش میگم برام پولامو بزار بانک ولی برام نمیزاره
      خیلی از دستشون شاکی شدم

      • سارا اکبری گفت:

        سلام عزیزم وقت بخیر
        صحبت هات رو با دقت خوندم. فکر خودکشی یا خودکشی حل مساله نیست. بهتره که حل مساله رو یاد بگیری. در مورد نگه داری داداشت کاملا جرات مندانه و بدون ترس بگو که نمی‌تونی نگهداری کنی و از این موضوع کنار بکش چون این وظیفه تو نیست. برای خودت وقت بزار و کار هایی که دوست داری و خوشحالت میکنه رو انجام بده، مثل نقاشی کشیدن یا دیدن فیلم مورد علاقه و.. اگر امکانش رو داری یه ورزشی رو شروع کن، کتاب شفای زندگی را مطالعه کن کمکت میکنه تا این مرحله رو هم رد کنی.

      • جوریه گفت:

        شیدا جون باهات موافقم منم دقیقا شرایط تو رو دارم خیلی سخته

    • . گفت:

      اره وقتی در مورده مشکلاتم به خانواده میگم، حرفشون اینکه آخه تو چ میدونی غصه چیه و باعث میشه که فقط ب خودم بریزم…
      ای کاش یکم درکم کنن

      • سارا اکبری گفت:

        سلام عزیزم
        اگر خانوادتون درکتون نمیکنند میتونید با دوستان نزدکیتون حستون رو درمیون بزارید، نزارید حرفاتون تو دلتون بمونه. همچنین ورزش کردن و انجام دادن کار های مورد علاقتون میتونه خیلی کمک کننده باشه. مثلا اگر به نقاشی کردن علاقه دارید حتما وقتی این حالت ها بهتون دست میده شروع کنید نقاشی کشیدن یا اگر کتاب خوندن دوست دارید،شروع کنید کتاب مورد علاقتون رو خوندن یا فیلم مورد علاقتون رو نگاه کنید و اهنگای مورد علاقتون رو گوش کنید.
        شادکام باشید

    • Sana گفت:

      چه قدر هم دردیم😔😔

    • عسل گفت:

      منم این جوریم🙂من دیگه خسته م

  4. ماریا گفت:

    ترو خدا کمکم کنید دیگه نمی تونم من فقط ۱۶ سالمه هیچ کسو ندارم باهاش حرف بزنم کاهش وزن دارم سرمگیج میره افت درسی سردرد های مکرر خستگی عصبانیت کم اشتهایی واقعا دیگه تحمل تدارم لطفا چن تا دارو بهم معرفی کنید که باعث بشه چند ماهی برم تو کما

    • سارا اکبری گفت:

      سلام
      عزیزم به نظر میرسه ذهن خسته ای داری لطفا برای حل مشکلت بنویس که چه عاملی باعث شده این حال رو داشته باشی و دوست داری چه چیزی توی زندگی ات تغییر کنه

    • ... گفت:

      واقن همینو میخوام منم🙂

  5. Fati گفت:

    منم همه علاعمی ک نوشته بودین رو دارم مثلن من دوروز هیچی ب لب نمیزنم ب زور مادرم ی چند لقمه میخورم اصلن دیگه هیچی واسم جذابیت نداره قبلن خیلی ب کارم علاقه داشتم ولی الان اصلن حوصله ندارم و همه مشتریامو رد کردم و میدونم این مشکل از کنترل کردنم انقد ک تحت کنترل خانوادم خیلی کنترلم میکنن و مشکلات خانوادگی هم ک ۴ ماهه درگیرشیم و از این مشکلات من هم برای اولین بار به جنس مخالف روی اوردم ک اونم تو ماشین خفتم کرد و اگه فرار نمیکردم نزدیک بود بم تجاوز بشه دوروز بعدش هم بم خبر رسید ک یکی از فامیلا پشت سرم حرف میزنن همینطوریش هم احساس گناه داشتم اینا هم بدترش میکنن احساس میکنم اصلن جذابیتی ندارم پیش از حد لاغر شدم و زیر چشامم گود افتاد و موهامم پیش از حد ریزش پیدا کرده انقد ک اعتماد بنفسم پایینه همش ماسک میپوشم و پایین نمیارم ماسکمو در صورتی ک قبلن اعتماد بنفسم فوق العاده زیاد بود خیلی حالم بده نمیتونمم با خانوادم در میون بزارم واس ی سری مشکلات چون کنترلشون اصلن کم نمیشه الانم ک این وضعمو میبینن کنترل کردنشون بدتر شده نمیدونم چیکار کنم من خودم حالم بده اینا شدن قوز بالا قوز ۱۷ سالمه امیدوارم بتونید کمکم کنید

    • سارا اکبری گفت:

      سلام دختر زیبا
      به نظر میرسه خانواده بخصوص مادرت خیلی نگران تو هستن و تو دوست داری بهشون نشون بدی که میتونی از خودت مراقبت کنی و دوست داری استقلال داشته باشی، کتاب صورتت را بشور دختر و تئوری انتخاب را مطالعه کن.

    • سارا اکبری گفت:

      سلام‌ وقت بخیر
      خیلی هم عالی که مشکلتون رو در میان گذاشتید.
      در مورد حالات روحیتون چک کنید که این موارد برای چند روز اخیر هست یا مدت طولانی است که ادامه دار میباشد.
      و اینکه روی بقیه موارد زندگی شما نیز تاثیر گذاشته شده یا خیر.
      در مورد ارتباطتون با جنس مخالف نیز در این تقریبا طبیعی است اما سعی کنید مرزی را تعیین کنید تا از آسیب و گزند در امان باشید. اگر فردی هستن که متوجه مرزها نیستند با ایشان ادامه ندهید تا موجب آسیبی برای شما نشود. کتاب مانند یک زن فکر کنید مانند یک مرد عمل کنید رو بخونید. برای اعتماد به نفستون هم کتاب رمز اعتماد به نفس را مطالعه فرمایید.
      موفق و پیروز باشید

  6. زهرا گفت:

    سلام من از وقتی کرونا اومده اصن حالم خوب نیست عصبی شدم دیگه کار های قبلیم برام جذابیت نداره قبلا چندتا داستان نوشتم که به چاپ رسیده ولی الان اصلا حوصله نوشتن ندارم قبلا خوش خطی کار میکردم ولی الان اصن حوصلشو ندارم به خاطر چیزای کوچیک میزنم زیر گریه احساس میکنم هیچ کس درکم نمیکنه دوست دارم برم بیرون ولی هیچ کس نمیاد بریم . نزدیک به ۱۰ روز دگه آزمون تیزهوشان دارم و مطمئن هستم قبول میشم ولی خیلی استرس دارم توی ۲ ماه ۳ کیلو کاهش وزن داشتم . میشه کمک کنید چه طور به خانوادم بگم به کمکشون اهتیاج دارم .

    • سارا اکبری گفت:

      درود
      دوست عزیز بسیار خوبه که شما به خودت و اینکه میتونی در کارهات موفق باشی ایمان داری.
      قطعا خانواده ات هم نگرانت هستن و دوست دارن که بهت کمک کنند ، بهشون نزدیکتر شو و نشون بده که چقدر وجودشون میتونه در بهتر شدن حالت تاثیر داشته باشه.
      درمورد این تغییراتی هم که داشتی باید بگم که این روز ها خیلی از مردم بخاطر کرونا اضطرابشون بالا رفته و به افسردگی مبتلا شدند و نشانه هایی شبیه به نشانه های شما رو داشتند ولی با راه های مختلفی به راحتی قابل درمانه، که با توجه با شدت اختلال بهترین و سریع تربن راه درمان براتون انتخاب میشه. پیشنهاد میکنم اول این دوتا تست رو که پایین براتون گذاشتم رو شرکت کنید تا میزان اضطراب و افسردگی شما مشخص بشه و با توجه به اون راهنماییتون کنم. ( تست ها کاملا رایگان هستند و چند دقیقه بیشتر زمانتونو نمیگیرن)
      تست افسردگی بک :
      https://novinmoshavere.com/test/beck-depression-test/
      تست اضطراب بک :
      https://novinmoshavere.com/test/beck-anxiety-inventory/

  7. مریم گفت:

    اگ همه اینایی ک میگین ب اینگ مادرمون نگرانمونه مربوط میشه پس دیگ سایتتون ب چ درد میخوره خانوم محترم . اینارو ک مخودمونم میدونم . چیز جدید بذارین هه

    • سارا اکبری گفت:

      درود دوست گرامی
      بسیار عالی است که اطلاعات شما تا این حد بالاست ولی اینکه شما میفرمایید فقط مربوط به دوست داشتن مادر ها هست، درست نیست.
      ما در این سایت تلاش میکنیم به کاربرانمون راهکار بدیم که واقعا براشون کمک کننده باشه و به درمان برسند.
      شما هم میتونید سوالات مورد نظر خودتون را مطرح بفرمایید تا کارشناسان ما پاسخگو باشند و راهنماییتون کنند.

  8. مری گفت:

    14 سالمه و حس میکنم افسرده ام
    بیخودی گریم میگیره و زود عصبانی میشم . از وقت گذروندن با خونواده دوستام لذت نمیبرم و فقط دوس دارم به یه جایی زل بزنم
    من به خونوادم گفتم ولی اونا مسخرم کردن
    نمیدونم چیکار کنم میترسم بعدا این رفتارام بدتر بشه و زندگیمو سیاه کنم

    • سارا اکبری گفت:

      سلام عزیزم
      این فقط یک احساس هست و شما رو درگیر کرده برای پیشروی نکردن این احساس بهتره ورزش کنید و برای خودتون یک سرگرمی لذت بخش داشته باشید و رابطه تون رو با والدین صمیمی تر کنید. احساسات خودتون رو با کسی که صمیمی تر هستید در میان بگذارید مطمن باشید از سوی والدین پذیرفته خواهید شد.
      موفق باشید

  9. Maryam گفت:

    14 سالمه و حس میکنم افسرده ام
    بیخودی گریم میگیره و زود عصبانی میشم . از وقت گذروندن با خونواده دوستام لذت نمیبرم و فقط دوس دارم به یه جایی زل بزنم
    من به خونوادم گفتم ولی اونا مسخرم کردن
    نمیدونم چیکار کنم میترسم بعدا این رفتارام بدتر بشه و زندگیمو سیاه کنم

    • سارا اکبری گفت:

      دوست عزیزم سلام
      افسردگی یکی از اختلالاتی است که نوجوانها به خاطر سردرگمی در هویت یابی نوجوانی به آن دچار میشن
      برای همین خاطر سعی کن اعتماد به نفست را بالا ببری ، برنامه های کوتاه مدت را انتخاب کنی تا احساس ناتوانی نکنی ، روزانه تایمی را به ورزش و پیاده روی اختصاص بده و یک درمانگر را برای خودت انتخاب کن تا در گذر از مرحله نوجوانی همراهیت کنه

  10. فرزانه گفت:

    سلام من ۱۶ سالمه و نزدیک ۱ سال هست که شب ها تا صبح گریه میکنم و تمام علاعم افسردگی هم دارم .ولی چون مادرم هم افسردگی داره و تازگی ها خواهر کوچیکم هم دچار بیماری شده و اوضاع مالی و…… وجود داره .
    برای همین نمیتونم خوب با پدر و مادرم ارطبات برقرار کنم و شب ها تا صبح بیدار هستم و صبح ها خواب و کل روز کلافه و بی حوصله و بی انگیزه هستم.
    چند وقت بود که خیلی ناراحت میشدم که مادر پدرم من رو درک نمیکنند ولی دیگه از این اوضاع زندگی خسته شدم .ولی باز هم نمیتونم حسم رو به پدر مادرم مترح کنم و فقط دوست دارم تنها باشم یا پیش خوانواده ام نباشم.
    نمیدونم با چه کاری میتونم این قضیه رو حل کنم؟

    • سارا اکبری گفت:

      دوست عزیز سلام
      گاهی ما به صورت ژنتیکی بعضی اختلالات را در زمان تولد با خودمون به همراه داریم
      اما باید با اون بجنگیم و اجازه ندیم که بر ما مسلط بشه
      کتاب های اعتماد به نفس بخون ، ورزش کن ، پیاده روی کن و برنامه های کوتاه مدت داشته باش و از یک درمانگر کمک بگیر.

  11. محمد گفت:

    سلام من یه دختر چهارده ساله ام.همیشه تو زندگیم ناراحت وغمگین بودم و هرکاری کردم نتونستم شاد باشم .باتوجه به مشکلی که دارم(به جز افسردگی) غمگین تر شدم. حس میکنم هیچوقت چیزی نمیشه و همه از من و خونوادم بهترن .تقریبا هر هفته چند بار گریه میکنم وحس میکنم هیچوقت زندگیم خوب نبوده .لطفا کمکم کنید.

    • سارا اکبری گفت:

      سلام
      خیلی برام مهم هست بدونم چه کاری برای شاد بودن خودتون انجام دادید. مشکلی که دارید شاید محرک و ادامه دهنده خلق پایین شما باشد. اما خودگویه ها و افکار مثبت رو داشته باشید و عزت نفستون رو بالا ببرید تا اعتماد به نفستون تقویت بشه. مشخص هست خود سرزنشی بالایی دارید همین افکار روی احساس شما تاثیر گذار هست.
      این روش ها رو تمرین و تکرار کنید اگر نتیجه نگرفتید جلسه مشاوره فردی بگیرید تا مشکلات شما دقیقتر و جزیی تر بررسی شود. شاد باشید

  12. Sahll گفت:

    من نزدیک به یه ساله که ارتباطمو یجوارایی میشه گفت با خانوادم قطع کردم فقط برای خوردن غذا از اتاق میام بیرون قبلا اصلا اینجوری نبودم از بچه گی خجالتی بودم همیشه برای پیدا کردن دوست ضعیف بودم وقتی رفتم راهنمایی تو سال دوم این حس که آدم دوست داشنتی نیستم هیچ کی نمیخواد بامن دوست باشه واقعا اذیتم میکرد شبا وقتی همه میخوابیدن بی صدا گریه میکردم بعداز مدت ها نتونستم یه چندتا دوست پیداکنم بااینکه چهارسال از اون موقعه گذشته بازم هم همین حس رو دارم سال اول دبیرستانم مجبور شدم مدرسم رو عوض کنم وبازهم نتونستم باکسی ارتباط برقرار کنم امروز هم بعداز مدت ها باهمون دوست های قدیمم رفتم بیرون ولی
    حس خوبی نداشتم طرز نگاهشون اذیتم میکرد بااینکه جلوشون میخندیم ولی واقعا یه حس بدی داشتم فکر کردن زیاد به این حس باعث شد بی دلیل گریه کنم
    ازطرفی نگران آیندمم نمیدونم چه اتفاقی در آینده قراره بیوفته از طرف خانوادم محدودم پدرم خیلی آدم سخت گیری هدف ها و خواسته های دارم که با طرز فکر وعقایدش اصلا جور نیست باخودم میگم الان باید یه حرکتی بزنم شاید به اون چیزی میخوام برسم ولی تهش با خودم میگم همش بی فایدس چیزی تعییر نمیکنه نمیدونم حس الانمو متوجه میشید یانه ادمی همستم که دلش میخواد خیلی کارا بکنه اما هیچ امیدی به آیند نداره
    یه سری مشکلات خانوادی هم باعث شده به فکر از هم پاشیده شدن خانوادم بیوفتم که خیلی نگران و عصبیم میکنه منظورم از مشکلات خانوادی جدا شدن پدر مادرم نیست…یکسری مشکلات دیگه منظورمه باعث میشه پیش بینی کنم که واقعا قرار این اتفاق بد تو زندگیم بیوفته
    از نظر شخصیتی که به ظاهر از خودم نشون دادم خانوادم فکر میکنن من یه آدم سرد خشک و بی احساسم یه حرفایی میزنن که واقعا دلم میشکنه اونا فقط ظاهرمو میبینن و نمیدونن بعداز چیزای که گفتن من تو اتاق گریه میکنم
    قبلا خیلی باانرژی بودم الان یاهمش خوابم یا سرم تو گوشیه نمیدونم گروه btsرو میشناسید یانه من تا4صبح بیدار میمونم تا برنامه های مختلفی از اونا رو ببینم اصلا تنها دلیلی که میتونم تو تنهایی بخندم دیدن این ویدیو هاس یجواریی انگار معتادشون شدم…از وضع زندگیم خسته شدم
    همیشه حس میکردم افسردگی دارم اما باگریه بی دلیلی بخاطر امروز کردم خواستم مطمئن بشم که افسردگی دارم یانه…که متاسفانه مطمئن شدم دارم
    اینکه قرار خانوادم اصلا متوجه مشکلم نشن واقعا اذیتم میکنه..
    خودمم نمیتونم بهشون بگم همچین مشکلی دارم چکار کنم..

    • سارا اکبری گفت:

      سلام عزیزم
      تمامی صحبت شما رو با دقت خوندم. به نظرم چیزی که در شما باید اتفاق بیوفته تقویت اعتماد به نفس شماست و درکنار تقویت اعتماد به نفس لذت بردن از زندگی تون هست در سایت در مورد فرهنگ هوگو مطالعه کنید مطالب جدید یاد میگیرید.
      باورهایی که در مورد خودمان داریم، سازنده اعتماد به نفس ماست اگر باورهای درستی داشته باشیم ، اعتماد به نفس خوبی داریم و اگر باورهای نادرستی داشته باشیم اعتماد به نفس پایینی داریم ، اگر احساس کنید دوست داشتنی نیستیم . زیادی چاق یا لاغرم …هیچکس دوستم ندارد….زیبا نیستم …..هیچ کاری را درست انجام نمیدهم ….اینها همه شما را در مدار ناتوانی و عجز قرار می دهد ودر نتیجه اعتماد به نفستان پایین می آید

  13. Mary گفت:

    من 17 سالمه جدیدا اصلا اشتها ندارم از اینکه با فامیل های چه پدرم چه مادرم وقت بگذرونم بیزارم دوستایی زیادی ندارم درکل ارتباط با اجتماع ضیفه..مادرم فکر میکنه خجالیتم ولی موضوع اینکه من از شلوغی متنفرم
    همش دوست دارم تنها باشم این وضعیت کرونا واقعا میتونم بگم برای من خوب شد اصلا دوست ندارم از خونه بیام بیرون هم پدر م هم مادرم آدم های خیلی اجتماعی هستن ولی من واقعا نمیتونم عین اونا باشم
    خیلی دلم میخواد خودمو تعییر بدم اما…نمیدونم چجوری حداقل قبلا آدم فان تر و پر انرژی تری بودم اما الان واقعا احساس خستگی میکنم
    دلم میخواد برای تحصیل برم خارج از کشور حتی حاضر بودم واسه گرفتن بورسیه بشینم درس بخونم اما وقتی به خانوادم گفتم یجوری باهم رفتار کردن انگار همه چی اوکی شده چمدونمو بستم دارم میرن آخرسر بهشون خبر دادم در صورتی که فقط میخواستم نظرشونو بدونم سال پیش میخواستم ترک تحصیل کنم کلی به اسرار مادر
    مجبور شدم برم مدرسه یه آدم وقتایی حس میکنه پوچه بی ارزشه من شدیدا از دوران راهنمایی وقتی که هنوز14،15 سالم بود این حس رو داشتم
    نمیدونم چی باعث ایجادش شده ولی واقعا میخوام از شرش خلاص شم.. همیشه دنبال یه راه واسه فرار کردن از خانوادم میگردم هی میکنم چرا یه اتفاقی نمی یوفته یه نفس راحت از دستشون بکشم بااینکه خیلی دوستشون دارم و نمیخوام بلایی سرشون بیاد اما دلم نمیخواد باهاشون زندگی کنم
    همش محدودم میکنن،سر یه موضوع ساده سرو صدای بیخودی به پامیکنن
    حس میکنم اونا باحس افسردگی من شدن خودشم اصلا خبر ندارن بارفتارشون این مشکل رو برام به وجود آرودن..

    • سارا اکبری گفت:

      سلام عزیزم
      میفهمم که الان چه احساساتی دارید و براتون یک توضیحاتی میدهم ببینید که آیا شامل حال شما میشود یا خیر. در شناختن عواطف و احساسات خود دقت کنید. کمال‌طلب‌ها بدون اینکه بدانند افسرده می‌شوند.
      — کمال‌طلبی ناسالم را بشناسید، و راهی بیابید تا صدای منتقد درونتان را خاموش کنید
      اگر کمال‌طلب باشید، خودتان را می‌کشید تا کارها را به‌ بهترین شکل انجام بدهید: کارهای نصفه‌نیمه اعصابتان را خرد می‌کند؛ هر چیزی، اگر عالی نباشد، آزارتان خواهد داد؛ احساس شرم و گناه هرگز دست از سرتان برنمی‌دارد و چون اغلب اوقات زورتان به واقعیت نمی‌چربد، نهایتاً پژمرده می‌شوید. مراقب کمال طلبی خودتان باشید.
      با آرزوی بهروزی

  14. ... گفت:

    دوست دارم برا یکسال حداقل برم کما

  15. Alone گفت:

    منم ۱۲ سالمه افسردگی دارم اما هیچکس بهم محل نمیده مامانم میگه کی پول سنگ قبرتو میده وگرنه برو بمیر از خانوادم متنفرم قصد خودکشی دارم اما ترس از آبرو دارم ن چیز دیگه ای

    • سارا اکبری گفت:

      سلام عزیزم پیامت رو دریافت کردم.مطمنم شما فردی با درایت هستید که اینقدر اهمیت میدهید.میتوانید با شماره ۱۲۳ تماس بگیریدو در این مورد صحبت کنید.

  16. Neda گفت:

    سلام
    من ۱۶ سالمه
    با پدر و مادرم اختلاف سنی زیادی داریم اصلا درکم نمیکنن میرم بیرون یا چیزی تا چند وقت همش میزنن تو سرم فلان جا گذاشتیم بری برای درسم گوشی برام خریدن الان از اون وقت هر دعوایی بحثی میشع مادرم میگه کاش گوشی نمیخریدم اینکارو نمیکردم لباس هم می‌خرن همینطور به شدت درسام افت کرده همه چیز هایی که گفتین علائم هاش رو دارم دائم بخاطر اینکه غرورم نشکنه زیر پتو یا جایی که کسی نباشه گریه میکنم چند بار خودکشی کردم زندگیم پیچیده به هم نمیدونم چیکار کنم انقدری خودمو باختم هدفهایی که داشتمو یادم رفته فقط دارم دنبال این میگردم یه کاری کنم درسم و بخونم و یه کاری کنم از اینا دوری کنم برم کلا از این خونه
    شرایط روحی خیلی بدی دارم خیلی خیلی بدتر از چیزی که دارم مینویسم
    امیدوارم بتونین کمکی بهم کنین

    • Admin گفت:

      سلام ندای عزیز ممنون از اعتمادت باتوجه به اطلاعات اندکی که از شرایطتون دارم مشخصه خانواده همدلی ضعیفی دارندو شما باید قویتر باشین ب خودتون کمک کنید برای بهتر شدن حالتون ورزش منظم رو توصیه میکنم در منزل مسولیتهای کوچیکی ر بر عهده بگیرین تا خانواده هم هحساس همدلی شما رو متوجه بشن بخاطر فاصله سنی زیاد ممکنه هر دو دچار در ماندگی شده باشین ک تعامل صحیح رو بلد نیستین میتئنید از متخصصین کمک بگیرین ک والدین مهارت فرزندپروری و شما مهارت ارتباط موثر رو یاد بگیرین تا شاتر در کنار هم زندگی کنید ونیاز ب تحمل اینهمه فشار نباشه که مطمینا در شریط کنونی همه خانواده ناشادنن و در صورت تمایل متخصصین این مرکزبا کادری مجرب در کنار شما خواهند بود

  17. بهشاده گفت:

    سلام من ۱۴ سالمه و خیلی وقته افکار منفی و خاطرات بدم اذیتم میکنن نمیدونم باید چیکار کنم با این افکار و خیلی اذیتم میکنن الان یه سال شده و بعد از یه سال تونستم به مادرم بگم که چرا آشوفتم‌ تمرکزمو‌ از دست دادم و خیلی از چیز هایی که اتفاق نمیفته میترسم از خیلی چیزا میترسم و مغزم متلاشی شده نمیدونم چجوری افکار منفی رو از خودم دور کنم چند بارم اقدام به خودکشی کردم ولی نتونستم و الانم افکار منفی خیلی اذیتم میکنن راه حلی واسه ی خلاصی از اونا وجود داره ؟من همیشه توی زمان حال زندگی میکردم ولی توی یه سال اخیر همه چیز تغییر کرده و افکار منفی خیلی اذیتم میکنن لطفا کمکم کنید

    • Admin گفت:

      سلام بهشاده عزیز ممنون از اعتمادت مشخصه اگاه به احوالاتتهستی واین کمک میکنه زودتر به حال خوب برسی افسردگی علایمی داره حداقل دو هفته بایدار باشه علایمی مثل احساس غم و بی انگیزگی ناامیدی و افکار بدبینانه تمرکز بایین و احساس خستگی و اخلال خواب واشتها و در نهایت افکار خودکشی با این تفاسیر کل زندگی رو تحت تاثیر قرار میده بس زودتر باید ی فکری به حالش کرد برای بهتر شدن حالتون اول باید به کمک متخصص نوع و سطح افسردگی تشخیص بدین وبرای در مان از روان درمانی رفتاردرمانی یا درمانهای مکمل مثل لورتا یا نروفیدبک یا…. به بیشنهاد متخصص برای بهتر شدن حالتون کمک بگیرین

  18. ZzzZ گفت:

    سلام من یک دختر ۱۶ ساله هستم رفتار خونواده ام باهام خیلی بد است‌من اصلا با هیچ پسری حرف نزدم‌یک سال پیش یک پسری رو خیلی دوست داشتم بش نرسیدم دیع زندگیم بعد اون بدشد‌ اونا فک میکنن با پسر حرف میزنم میگن پیش دوستات نرو باهاشون تلفنی حرف نزن زیاد تو گوشی نرو همش اعصاب من رو خرد میکنن خونوادم گوشیمو چک‌میکنن همش توزوقم میزنن منم واقعا دیگه از زندگی خسته شدم همش تو فکر خودکشی هستم‌‌دوس ندارم زندگی کنم

    • Admin گفت:

      سلام دوست عزیز ممنون از اعتمادت
      شما سن حساسی هستین سر اشار از احساسات باک و ناب عشق و دوستداشتن و دوست داشته شدن جنس مخالف را تازه دارین تجربه میکنین ولی والدین بواسطه سنشون بارها شاید تجربه کردن و این مراقبتهای شدید هم میتونه از تجربههای تلخشون باشه ودرسته چک کردن گوشی کار مناسبی نیست بنظرتون این ناشی از علاقه والدین ب شما و حس مراقبت از شما نیست؟ شاید روش ابراز علاقه و محبت کردن رو بهش اگاه نیستن وبنظرت چرا بهت بی اعتماد شدن شما سن حساسی هستین .ابراز علاقه درست و مراقبت صحیح همیک مهارته که ه شما و هم خانواده باید یاد بگیرن میتونید از متخصصان این مرکز کمک بگیرین تا زندگی شادتری داشته باشین

  19. من هم به خاطر کم گرفتن تو امتحانات احساس افسردگی می کنم هر کاری می کنم ولی نمی تونم به خودم بیام . فکر سختی درسا و آینده منو درگیر خودش کرده نه می تونم درسم رو به خوبی بخونم نه اشتهای خوبی دارم هی گوشه گیر میشم وه یکدفعه که فکرم به امتحانات و درس میره داغون میشم .واقعا نمیدونم دیگه چیکار کنم راه حل دارید؟

    • Admin گفت:

      سلام ثمین عزیزممنون از اعتمادت بله نمرات بایین در امتحانات باعث میشه فرد احساس ناامیدی کنه و خودبنداره واعتماد بنفسش بایین بیاد بس بهتره برای درمانش کاری کنیم حالا چیکار باید کرد
      یکی از دلایل مهم عملکردضعیف در امتحانات اضطراب امتحاناست که ناشی از عملکرد ضعیف یا اماده نبودن یا ترس ازشکست میتونه باشه چندراهکار بیشنهادی :به مطالب تا حد امکان مسلط باشین 2.ب اندازهکافی بخوابید 3. خودگویی منفی نداشته باشین 4.کمالگرایی را کنار بذارین 5.تمرین تنفس عمیق داشته باشن

  20. ناشناس گفت:

    من ۱۲ سالمه خانواده من خیلی بهم ههمین میدن اما میگنافسردگی برای نوجوانان نیست و من هم در این مورد چیزی به آنها نگفتم
    بیشتر مواقع دارم گریه میکنم
    شب ها اصلا خوابم نمیبره
    توی درسام افت خیلی زیادی داشتم
    با اینکه قبلا هیچ کس به اندازه ی من درسش خوب نبود
    کلاسای زیادی میرم زبان ،کامپیوتر ،طراحی …..
    اما هیچ کدوم رو خوب نمیرم املا هایی معلم زبان میگیره یا ۱۶ میشم یا ۱۳ یا۱۰
    رفیقم خونشون اصفهان
    یکی که داخل ساختمونمونه اصلا به حرفام گوش نمیده اون میگه فقط خودش درد گشیده من ۴‌ساله افسوردگی دارم ولی اون ۲ روز ناراحت بکد میگه من ی افسردگی گرفتم که تاحالا هیچ کی نگرفته
    ۱۱سالگی روماتیسم داشتم
    از۱۰ سالگی سنگ کلیه دارم
    ی عروس هلندی دارم که فقط با اون حف میزنم
    از وقتی که بابا بزرگمو از دست دادم این جریم

    • Admin گفت:

      سلام دوست عزیز برای تشخیص قطعی در کنار تست باید مصاحبه بالینی انجامبشه ممکنه این غمگینی شما ممکنه علایم سوگ وگذرا باشه برای تشخیص علایم و بهتر شدن حالتون میتونید از روان درمانی کمک بگیرید

  21. دینا گفت:

    من نظرات رو خوندم و تقریبا منم مثل بقیه با خونوادم مشکل دارم
    یعنی من فکر میکنم که هیچ مشکلی با خودم و شخصیت خودم و اعتماد به نفسم ندارم
    تنها مشکل زندگیم خونوادمن
    محدودم میکنن، سختگیرن
    بعضی وقتا باعث میشن ازشون متنفر بشم
    فک کنم مشکل نود درصد دخترا توی ایران خانواده هاشونن
    اصلا هم درک نمیکنن که این کاراشون توی روحیه من تاثیر میذاره
    حتی نمیذارن با دوستام برم بیرون
    یا هر وقت که میرم انقددددددد بهم غر میزنن که میگم کاش نرفته بودم
    هیچ وقت نتونستم باهاشون حرف بزنم هیچ وقت نتونستم بهشون احساساتمو بگم یا درباره علایقم حرف بزنم.
    واقعا دیگ نمیدونم چی کار کنم
    تنها انگیزم برای درس خوندن شده این که درسمو بخونم کار کنم و برم خارج از کشور و جدا از خونواده زندگی کنم، تنها انگیزم فقط و فقط همینه

    • Admin گفت:

      سلام دینای عزیز ممنون از اعتمادت برای داشتن آرامش باید تعامل سالم داشت اینکه محدودتون میکنن یا شما نمیتونید راحت حرفاتون روبا والدینتون مطرح کنید نشان دهنده این است که از مهارتهای ارتباط موثر کافی برخوردار نیستید که بدونه دغدغه نیازهاتون را بیان و بازخورد مناسب نشون بدین پیشنهادمیکنم برای بهبود روابطتتون این مهارت را با کمک متخصص هم شما و هم والدین اموزش ببینید

  22. هاله گفت:

    نالنااااااااااااااااااااااااااااات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

به راحتی تماس بگیر